تبلیغات
دانشجویان رشته اشاعه دانش پودمان چهارم - فرهنگ در ارتباطات عصر جدید

دانشجویان رشته اشاعه دانش پودمان چهارم

پنجشنبه 14 بهمن 1389

فرهنگ در ارتباطات عصر جدید

نویسنده: فیروزه وحیدی یگانه   

تحقیقی بر تاثیر فرهنگ در ارتباطات عصر جدید

 

فرهنگ» را باید مجموعه‌ای از باورها، آیین‌ها، اندیشه‌ها، آداب و رسوم و ارزش‌های حاكم بر یك جامعه دانست. به دیگر سخن، فرهنگ مقوله‌ای است كه در سطح جامعه و گروه، و در تعامل میان آن­ها معنا می‌یابد و شیوۀ برقراری ارتباط و تعامل را میان افراد آن جامعه بیان می‌كند. بر مبنای فرهنگ است كه افراد، تجارب،‌ تصوّرات و عقاید خود را با یكدیگر مبادله می‌كنند. فرهنگ را می‌توان نظامی فكری دانست كه در گفتار و رفتار جامعه، متجلّی می‌شود. در یك نگرش كلّی و جامع، «فرهنگ»، شیوه و اسلوب زندگی است. از این منظر، فرهنگ مقوله‌ای است در حال تحول، كه از بسیاری از شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاكم بر جامعه تأثیر می‌پذیرد.

·         اشاعه فرهنگ

ایران اگر نتواند در رقابت‌ سختی كه در حوزه فرهنگ در گرفته است با دست پر وارد شود زیان بسیاری خواهد دید. اكنون دیگر نمی‌توان و نمی‌باید دور خود حصار كشید و خود را از دنیا دور نگه داشت. اكنون دنیای مدرن با استفاده از ابزار رسانه ای نبض جریان فرهنگی جهان را در اختیار گرفته است.

بسیاری از كشورهای جهان، خصوصاً كشورهای جهان سوم و كمتر توسعه یافته امیدوارند با رشد و توسعه تكنولوژی‌های جدید ارتباطی راحت‌تر بتوانند به اطلاعات، دانش، آگاهی و فناوری‌های پیچیده دست یابند و در مسیر توسعه گام بردارند. این كشورها كه خوشبینانه به مبادله اطلاعات و آگاهی‌ها از سوی كشورهای غنی و صنعتی چشم دوخته‌اند، كمتر به پیامدهای غیراقتصادی آنها می‌نگرند.

امروز در همه كشورها اعمال قدرت بر ارتباطات متمركز شده است چند مؤسسه همه شبكه‌های لازم برای انتقال الكترونیكی را در اختیار دارند. آنها با كنترل این شبكه‌ها رسانه‌های سستی مانند سینما، مطبوعات و تلویزیون را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. اكثر فعالیت‌های جدیدی كه بسیاری از مؤسسات وارد آن شده‌اند (تولید، ذخیره‌سازی و پردازش اطلاعات) مستلزم سرمایه‌گذاری سنگینی است كه این نیز به نوبه خود به تمركز شدید منجر می‌شود. یعنی هر کس سرمایه گذاری کند فرهنگ خود را قالب می نماید.   

در كل، توزیع اطلاعات كه در اخبار چند كشور مسلط است، برای دیگران به این معنی است كه تاریخ باید حاكمیت خود را از دست بدهد و به این ترتیب، آزادی آنها در تفكر و تصمیم‌گیری را زیر سؤال می‌برد.

رافائل رونكاگلیولو (Rafael Roncagliolo) محقق پرویی نیز در تحلیلی مشابه، درباره آگاهی‌آفرینی و دموكراتیك كردن تولید و توزیع اطلاعات ضمن تأكید بر وابستگی فزاینده از طریق فناوری‌های جدید و سلطه نظام‌های چندملیتی بر جهان سوم، چنین نوشته است:

روزگاری كه مدیران ارتباطات به شكلی نسبتاً پراكنده از طریق سازمان‌هایی چون انجمن مطبوعات كشورهای آمریكایی و مؤسسه بین‌المللی مطبوعات عمل می‌كردند، به سر آمده است. امروز شاهد شكل‌گیری یك اردوگاه بزرگ فراملی هستیم كه هدف اصلی راهبرد آن این است كه “دیگر بحث‌ها و فعالیت‌هایی كه به پیشنهادی غیرقابل پذیرش برای غرب مربوطند تنفیذ شوند.” هدف دیگر آنها، آن است كه خودشان متولی ارائه پیشنهادهای مربوط به یك نظم نوین جهانی در زمینه اطلاعات و ارتباطات شوند و “همكاری با جهان سوم با هدف كمك به آن برای احیای منابع آموزشی و تولیدی خود” را جایگزین روند دموكراتیك كردن تولید و توزیع اطلاعات بسازند. به این ترتیب، مشكل كیفی نقش ارتباطات در ساختن دموكراسی به مسأله‌ای كمی تبدیل می‌شود كه چیزی جز وابستگی فزاینده از طریق فناوری و آموزش حرفه‌‌ای و ایدئولوژیك نیست.

·         جهانی‌شدن فرهنگ غربی

با ظهور عصر دوم رسانه‌ها، نوع جدیدی از جامعه ظهور كرده است كه وسایل ارتباطی جدید در آن جامعه همگی در راستای جهانی‌شدن فرهنگ    عمل می‌كنند. در جامعه جدید، جهان كه به نظر مارشال مك لوهان در عصر ارتباطات به دهكده كوچك تبدیل شده بود، به صورت یك دهكده الكترونیك در آمده است. زیرا در این جهان جدید همه می‌توانند به رادیو و تلویزیون و رسانه‌های الكترونیك جدید و آخرین اطلاعات منتشر شده دسترسی داشته باشند. در این جهان، یك انسانِ مثلاً اتیوپیایی می‌تواند با داشتن اندك امكانات، مانند یك انسان اروپایی و آمریكایی از اطلاعات روزآمد و جدید در همه زمینه‌ها استفاده كند و در صورت لزوم، اطلاعاتی را تولید و برای مصرف‌كنندگان بی‌شمار ارسال كند.    

             بسیاری از محققان و نظریه‌پردازان مكتب انتقادی  برآنند كه این امر صورت ساده شده مسأله مربوط به رسانه‌های جدید الكترونیك و جهانی‌شدن اطلاعات است. این گروه معتقدند كه جهانی‌شدن در معنای واقعی‌اش، غربی‌شدن، یكنواخت شدن و هماهنگ كردن فرهنگ جهان با فرهنگ غربی است..

از نظر آنها، تمام شبكه‌های پیشرفته ماهواره‌ای در غرب تولید و راه‌اندازی می‌شود. همچنین تمام سیستم‌های ارتباط جدید، اعم از اینترنت و سٍرورهای (Servers) مرتبط با آن و حتی نرم‌افزارهای مادر، توسط شركت‌های بزرگ چندملیتی ساخته شده و مقر همه آنها در اروپا و خصوصاً آمریكا است.

         از همه جالب‌تر آنكه كابرد غالب زبان انگلیسی در شبكه اینترنت و سایت‌های مرتبط با آن، مبین بسط یافتن قدرت آمریكاست.

از سوی دیگر در عصر دوم رسانه‌ها ما بیش از گذشته شاهد تجاری شدن فزاینده بخش فرهنگ در جامعه هستیم. در این عصر، فرهنگ نیز مانند كالا از طرف بسیاری از تولیدكنندگان قو‌ی‌تر و بانفوذتر، تولید و در اختیار بسیاری از مصرف‌كنندگان منفعل قرار می‌گیرد. رسانه‌های الكترونیكی جدید، انتقال‌دهندگان سریع فرهنگ غربی (ارزش‌ها، نوع دین‌داری، موسیقی، هنر، تفریحات و ) به اقصی نقاط جهانند و عوامل اصلی تغییرات فرهنگی در جهان سوم محسوب می‌شوند.

·        تغییر هویت و ذهنیت

پیامد‌های اصلی و شگرف رسانه‌های جدید الكترونیكی را باید در ظهور نوع جدیدی از هویت جست‌وجو كرد. بدین معنی كه كاركرد اصلی رسانه‌های جدید الكترونیكی را باید در شكل‌دهی ذهنیت جدید دانست. این ذهنیت خود هویت جدیدی می‌سازد.

 در عصر اول رسانه‌ها كه فرهنگ چاپی در آن غلبه دارد، فرد به مثابه یك ذهنیت تثبیت می‌شود، ذهنیتی كه برتر از عینیات است و هویتی پایدار و معین دارد. این ویژگی فرهنگی با نقش ذهنیت در بنیادهای مدرسه نیز همخوانی دارد .

اما در عصر دوم رسانه‌ها كه ارتباطات الكترونیكی جایگزین ارتباط متكی بر صنعت چاپ و تلویزیون‌های قدیمی می‌شود، نوع جدیدی از ذهنیت شكل می‌گیرد. اگر در عصر اول رسانه‌ها، شیوه تولید (Mode of production) به گونه ای است كه هویت‌ها را به صورت عاقل سودمند و خودبسنده در می‌آورد، عصر دوم رسانه‌ها با شیوه جدید اطلاع‌رسانی حاكی از آن روش‌های ارتباطی است كه ذهنیات را ناپایدار، چند لایه و پراكنده می‌كند. در عصر دوم رسانه‌های بزرگراه اطلاعاتی و واقعیت‌ بالقوه (Virtual Reality) شیوه‌های اطلاع‌رسانی را به كار‌بست‌های باز هم بیشتری تعمیم خواهد داد و از طریق گنجاندن روش‌های بیشتر و افراد بیشتر در درون الگوی صورت‌بندی آن، میدان پراكندگی‌اش را بسیار وسیع خواهند كرد.

بنابراین ارتباطی كه با اتكا به وسایل الكترونیكی جدید شكل می‌گیرد، چشم‌اندازی از فهم ذهنیت را آشكار می‌كند كه در صورت‌بندی‌های گفتار عملكرد كه به لحاظ تاریخی محسوسند، جان می‌گیرد. این ارتباطات، راهگشای نگریستن به تغییر انسان به عنوان پدیده‌ای چندلایه، تغییرپذیر، منفعل و تكه‌تكه است. پدیده‌ای كه خود شكل دادن خویش را به گونه‌ای طراحی می‌كند كه با هر گونه تثبیت هویت، بستیزد.

به عبارت دقیق‌تر، عصر دوم رسانه‌ها و رسانه‌های الكترونیكی جدید، از صورت‌بندی‌های ذهنی جدیدی حمایت می‌كنند كه سازنده هویت بی‌ثبات و تغییرپذیر انسان جدید است.

به قول فرانك وبستر، فرآیند ارتباطات در عصر “انقلاب اطلاعاتی” (Informational Revolution) به‌ گونه‌ای است كه “كشورهای پیشرفته كه ثروت‌های (عمده) جهان در آنها متمركز شده است،‌ بهره‌مندان واقعی آن هستند”.

در عصر حاضر كه رسانه‌های جدید الكترونیكی در آن غلبه پیدا كرده است، ملت‌های فقیر و كم‌ثروت عمدتاً كشورهای منفعل (همراه با انسان‌های منفعل) و قابل انعطافی هستند كه سازمان‌ها و مؤسسات اقتصادی مدرن، شركت‌های بزرگ چندملیتی، هالیوود و در یك كلام آمریكا برایشان اطلاعات تولید می‌كند و به هر میزان كه بخواهد و منافعش اجازه دهد برای آنها روانه می‌سازد. این امر در قرن بیست‌ویكم منجر به عمیق‌تر شدن “شكاف اطلاعاتی” بین شمال و جنوب، یا كشورهای غنی و فقیر می‌شود و نابرابری میان آنها را تشدید خواهد كرد. هربرت شیلر از نظریه‌پردازان ماركسیست نو، اطلاعاتی را كه در عصر جدید از سوی كشورهای غنی و ثروتمند به طرف كشورهای فقیر و توسعه‌ نیافته سرازیر می‌شود.و در دسترس افرادی كه از نظر اقتصادی و تحصیلی بر دیگران برتری دارند، قرار می‌گیرد، “اطلاعات بی‌مصرف” می‌نامد. وی می‌گوید “این اطلاعات سرگرم‌كننده‌اند، خنده‌آور و لبریز از پرگویی بی‌حاصل‌اند و ارزش‌ اطلاعاتی بسیار اندكی دارند.”

·        زمینه‌سازی مناسبات جدید

رسانه‌های الكترونیكی جدید با خدماتی كه ارائه می‌دهند و ذهنیت‌هایی كه می‌سازند، نوع جدیدی از مناسبات اجتماعی را پی‌ریزی می‌كنند كه نه‌تنها از این پس “ارتباطات میان‌كنشی بین انسان‌ها شخصی‌تر شده” بلكه،‌ انسان‌ها بیش از پیش گوشه‌گیر، منزوی و كم‌تحرك شده و كم‌كم از زمینه علمی زندگی روزانه‌شان دور می‌شوند مناسباتی كه سبب مصرف‌زدگی، انفعال، كودنی و میانه‌روی می‌شوند. محققان معتقدند كه موفقیت اجتماعات بالقوه، عملاً به مثابه نشانه زوال اجتماعات “واقعی” است.

·         پیامد‌های فرهنگی رسانه‌های جدید الكترونیكی در ایران

رسانه‌های جدید الكترونیكی از این پس نقش بسیار مؤثری در تغییرات فرهنگی ایران ایفاء خواهد كرد.

صرف‌نظر از قابل پیش‌بینی نبودن همه پیامداهای این وسایل، باز به نظر می‌رسد، به خاطر “خاص” بودن مورد ایران تأثیر این وسایل بیش از جاهای دیگر باشد. كشورمان ایران بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 به طور كلی در عرصه فرهنگ بسته عمل كرد و رادیو و تلویزیون دولتی ماند. همچنین حوزه مطبوعات، كتاب، موسیقی، سینما و هنر از گستره رقابت دور بوده است. از این رو، در حال حاضر به نظر می‌رسد اشتهای سیری‌ناپذیر نسبت به آنچه كه در آن سوی مرزها (خصوصاً اروپا و آمریكا) می‌گذرد، وجود دارد. البته این امر، در جای خود می‌تواند بسیار خطرناك و ویرانگر باشد. امروزه فرهنگ در غرب به صورت كالا در آمده و تجاری شده است و بازار خود را می‌جوید.

كشورمان ایران اگر نتواند در رقابت‌ سختی كه در حوزه فرهنگ در گرفته است با دست پر وارد شود زیان بسیار زیادی خواهد دید. اكنون دیگر نمی‌توان و نمی‌باید دور خود حصار كشید و خود را از دنیا دور نگه داشت. دنیا (و خصوصاً غرب) وارد شده است و رسانه‌های الكترونیك جدید مظاهر آن هستند.

نظرات() 
Can you increase your height by stretching?
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:58 ب.ظ
Hi, just wanted to tell you, I enjoyed this blog post. It was funny.
Keep on posting!
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:04 ب.ظ
I always spent my half an hour to read this webpage's posts daily along with a
mug of coffee.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :